تـا اطــلاع ثـانـوی ...

خرید بک لینک
این که یه روزی مثل امروز دانش آموزا بپرن بغلت کنن گل هدیه بگیری به مناسبت روز معلم؟نه بابا!البته خوشحال شدم آم ما!در پوست خود نگنجیدن یعنی؛با گل بنشینی تو ماشین یهو راننده بگه،امروز همه گل تقدیم میکنن،بعدش بگه:شما هنوز گلو ندادید به معلمتون،ولی خیلی خوشحال میشن باید تشکر کرد از معلمها خیلی خوبه، آفرین.و بعد خیلی جدی بگی،من خودم تحویل گرفتم این گل رو.بعدش ر تـا اطــلاع ثـانـوی ......

ما را در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 228 تاريخ: چهارشنبه 19 ارديبهشت 1397 ساعت: 15:11

روز تولدش ممنون خدا میشم...ازاینکه دوسمون داشت و بهمون بخشیدش،ازاینکه به حال خودمون رهامون نکرد و به فکرمون بود...خوشحالم که به دنیا اومد خوشحالم که دنیاموم شد،خوشحالم که هست....امشب ازش خواستم یه چیزی بهم بگه و این شد حرف خدا با من(سوره انعام)پ.ن:و چه کسی بهترازخودم میدونه چقدر مناسب بااحوالم ازش شنیدمپ.ن2:قسمت ماژیکی،مربوط به 5سال پیشِ،وقتی برای اولین ب تـا اطــلاع ثـانـوی ......

ما را در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 260 تاريخ: چهارشنبه 19 ارديبهشت 1397 ساعت: 15:11

اگه قرار بود با فیلتر شکن تلگرام باز بشه،چرا فیلتر کردن!

این بازیا چیه!

اصلا تلگرام برام مهم نیست فقط هدفشون رو ذکر کنن!

چقدر حرص میخورم ازاین که هدف مشخصی نمی بینم!

تـا اطــلاع ثـانـوی ......

ما را در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: چهارشنبه 19 ارديبهشت 1397 ساعت: 15:11

تـا اطــلاع ثـانـوی ......

ما را در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 196 تاريخ: چهارشنبه 19 ارديبهشت 1397 ساعت: 15:11

خداوندا تو میدانی،تو میدانی که انسان بودن و ماندن چه دشوار است...مثل قبل نیست،هیچ چیزو هیچکس...بلد نیستم،خوش بودن تو جامعه و شرایط فعلی رو بلد نیستم!چقدر دنیا برام غریب شده!خوب نیست تو باشی و انقدر پریشون باشم میدونم،اما...بهم حق بده احساس تنهایی کنم...دلم میخواد دور باشم از دنیای نزدیک به آدمها...چقدر خوبه که هستی و می تونم توکل کنم بهت،چقدر خوبه که میفه تـا اطــلاع ثـانـوی ......

ما را در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 160 تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1397 ساعت: 0:09

دیشب شام دعوت بودم خانه کنتاکی لاهیجان...چند دقیقه ای نشستیم اما چون آشنا بودن،میزمونو تغییر دادیم و رفتیم جای دنج تر نشستیم.غذارو آوردن و ما متوجه شدیم اشتباه آوردن و گفتیم بهشون،میدونستیم تغییر میزمون دلیل این اشتباه شده بود.بار دوم غذارو آوردن چک کردیم دیدیم سفارش خودمونه،ذوق کردیم که چقدر سریع ای ول!یه دونه از سیب زمینیش خورده بودیم که گارسون اومد و گ تـا اطــلاع ثـانـوی ......

ما را در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 181 تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1397 ساعت: 0:09

امشب پایتخت دیدنی بود مثل دیشب...امشب چقدر بهتر غیرت مدافعان را درک کردم...امشب که لرزیدم،امشب که یک جاهایی از خشم و نفرت دندان هایم را به هم فشار می دادم،امشب که دستانم یخ کرد،امشب که بغض کردم و آرام اشک ریختم،امشب که شجاعت مدافعین کشورم را بهتر لمس کردم،امشب که ایمانشان به خدا را تصور کردم،امشب که این همه گذشت را ترسیم کردم،گذشت از زندگی خودشان،در راه خد تـا اطــلاع ثـانـوی ......

ما را در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1397 ساعت: 0:09

یعنی این بشر انقدر برام باارزش و قابل احترامِ که نمیتونم حدشو بگم... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود تـا اطــلاع ثـانـوی ......

ما را در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 212 تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1397 ساعت: 0:09

دیروز تو مدرسه، یه تایم طولانی بحث سر مانتویی بود که پوشیده بودم.ازرنگش تا جنس و مدلش!وقتی جلو همه معلما عین مانکن وایساده بودم تا مانتومو ببینن وگاهی معلما نزدیک میشدن که جنس مانتومو لمس کنن،بدترین حس دنیارو داشتم و یه حس عصبانیت بهم دست میداد که عجیب حالمو بد میکرد!با خودم گفتم چطور یه زن از اینکه از بدنش جلو نامحرم تعریف کنن،یا مردها اونو به عنوان ابزا تـا اطــلاع ثـانـوی ......

ما را در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1397 ساعت: 0:09

جایی نشسته بودیم،یکی توی جمع شروع کرد به تعریف کردن از شخصی.هیییی تعریف هی تعریف!

منم نگاه میکردم فقط!

تعریفش که تموم شد از منبر اومد پایین و نشست گوشه و با لبخند مرموزانه ای گفت:ولی دوستان،جنازه منو هم بهش نسپرید!

یعنی کاملا تو خواب حس میکردم که میخواد بگه،طرف خصلت های خوب زیاد داره ولی من قبولش ندارم!!

شماهم از این خوابا می بینید؟مفهومی؟یاطنز؟خیلیی باحاله،گاهیی من یه چیزایی توخواب می آموزم که توبیداری نمی آموزم!:))

تـا اطــلاع ثـانـوی ......

ما را در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 175 تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1397 ساعت: 0:09

صفحه بندی